یا مجیر



قصه هاى زندگى امام رضا عليه السلام

تعیین اجرت

سلیمان بن جعفر گوید: براى انجام بعضى از کارها همراه امام رضا علیه السلام بودم تا این که خواستم به خانه ام باز گردم .
حضرت فرمود: برگرد و با من بیا و امشب را نزد من بمان . من هم برگشتم و به همراه او حرکت کردیم تا اینکه وارد منزل شدیم . حضرت نگاهى به غلامان خود کرد که مشغول گل کارى و ساختن اصطبل بودند و بعضى از آنها

ادامه مطلب...
 

نهى از اسراف

روزى غلامان امام رضا علیه السلام میوه مى خوردند اما هنوز همه یک میوه را نخورده آن را مى انداختند حضرت به آنها فرمود: سبحان اللّه ! اگر شما نیازى ندارید انسانهائى هستند که نیاز دارند آنها را به نیازمندان بدهید.

 

مذمت بکار گیرى مهمان

 

مهمانى بر امام رضا علیه السلام وارد شد، حضرت نزد او نشسته بود و با وى صحبت مى کرد به گونه اى که بخشى از شب را با یکدیگر مى گذراندند، در این هنگام چراغ روشنائى داراى مشکل و خرابى شد.
مهمان امام رضا علیه السلام که خرابى چراغ رامشاهده مى کرد دست برد تا آن را اصلاح کند.

ادامه مطلب...
 

پرهیز از تبعیض

یکى از اهالى بلخ گوید: من در سفر امام رضا علیه السلام به خراسان همراه او بودم ، روزى همه غلامان خود را که اهل سودان و جاهاى دیگر بودند بر سر سفره غذا دعوت کرد تا با آنها غذا بخورد.
عرض کردم : فدایت شوم اگر غلامان را جدا کنى و سفره دیگرى داشته باشند بهتر است ...

ادامه مطلب...
 

مراعات شخصیت فقیر

یسع بن حمزه گوید: در مجلس امام رضا علیه السلام بودیم و با او صحبت مى کردیم و جمع فراوانى از مدرم در آن مجلس حضور داشتند و از حلال و حرام الهى از آن حضرت سوال مى کردند که مردى بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و به امام علیه السلام عرض کرد: السلام علیک یا بن رسول اللّه .

ادامه مطلب...
 

دیدار با ظالم

دو نفر مسافر به خراسان آمدند و براى آنکه وظیفه خود را درباره خواندن نماز بدانند به محضر امام رضا علیه السلام رسیدند و سوال کردند ما از فلان جا آمدیم ، آیا نماز ما تمام است یا شکسته ؟
امام علیه السلام به یکى از آنها فرمود: نماز تو شکسته است زیرا قصد ملاقات مرا داشته اى و به دیگرى فرمود:

ادامه مطلب...
 

این گونه برخورد کنیم

ایان بن صلت گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم عباسى به من خبر داده است که شما شنیدن غنا را جایز مى دانید.
علیه السلام فرمود: آن کافر دروغ گفته است . این چنین نبوده است بلکه قضیه از این قرار بود که او درباره شنیدن غنا از من سوال کرد و من به او خبر دادم : مردى به خدمت ابوجعفر محمد بن على بن الحسین (امام باقر علیه السلام ) رسید و از شنیدن غنا سوال کرد، او در جواب گفت : به من بگو هر گاه خداوند حق و باطل را در یک جا جمع کند غنا با کدامیک از حق یا باطل خواهد بود؟

ادامه مطلب...
 

ادعاى تشیع

 

هنگامى که امام علیه السلام در خراسان بود گروهى از راه دور براى زیارت او به درب منزل حضرت آمدند و اجازه خواستند به حضور او شرفیاب گردند. دربان حضرت به حضور او رسید و عرض کرد: گروهى آمده اند و مى خواهند به محضر شما برسند و مى گویند ما شیعه على علیه السلام هستیم .

ادامه مطلب...
 

تواضع و خدمت

امام علیه السلام وارد حمام عمومى شد، شخصى در حمام بود که امام علیه السلام را نمى شناخت به او گفت : بدن مرا کیسه بکش . امام علیه السلام شروع کرد بدن وى را کیسه مى زد که مردم او را شناختند و آن مرد از کارى که کرده بود شرمنده گردید و از آن حضرت معذرت خواهى مى کرد. اما امام علیه السلام او را  دلدارى مى داد و به کار خود ادامه مى داد.

 
صفحه 1 از 2

حدیث روز

حاضرین در سایت

ما 18 مهمان آنلاین داریم

در این قطعه از بهشت

You must have Flash Player installed in order to see this player.

تبادل لینک

تبادل لینک

صفحه اصلی قصه هاى تربيتى قصه هاى زندگى امام رضا (ع)